رقص یاللی

رقص ياللي

رقص یالّی (به ترکی: Yallı) (به انگلیسی: Yally) رقص مردمی بسیار قدیمی و بسیار مرسوم اهالی آذربایجان است.
شکل اولیه و ابتدایی یالی به شکل مراسم سنتی بود که در اطراف آتش، منبع گرمی، نور و غذای گرم انجام می‌شد. در چنین مراسمی سنتی آتش را که تبدیل به الهه شده بود، نیایش می‌کردند. یالی با سرعت آرام و سنگین شروع شده و با قدم‌های سریع که به شکل دویدن است، با سرعت سریع پایان می‌­یابد. در آذربایجان صدها نوع یالی وجود دارد.

هنگام اجراي رقص ياللي يك دسته اي از مردان و يامختلط از زن و مرد كه دست به دست هم داده اند تشكيل مي شود ( تعدا دستجات يك ، سه ، و حتي بيشتر هم مي تواند باشد ) . نفري كه در اول دسته و صف ياللي قرار مي گيرد (( ياللي باشي )) ناميده مي شود ( در دستش يك دستمال و يا چوبوق ( چپق ) دارد ) ، و شخص را كه در آخر دسته قرار دارد (( آياقچي )) ناميده مي شود . ياللي در ابتدا در ريتم سنگين اجرا مي شود و رفته رفته سرعت به خود مي گيرد. اجرا كنندگان با حركات موزون بصورت حلقه وار مي رقصند . منشا واژه (( ياللي)) دقيقاً معلوم نيست . اولين معلومات در مورد اين رقص در تصاوير موجود بروي صخره هاي قبرستان( آذربايجان ) ، دومين معلومات هم در اثر (( خسرو و شيرين )) نظامي بدست آمده است .(منبع)


بر حسب عادت یاللی را در انتهای عروسی ها می رقصند. بله، یاللی دوست داشتنی ترین رقص آذربایجان است. به خاطر شرف این رقص، شعرهای زیبایی برای آنها گفته شده است.

هنرمندان زیادی یاللی را در آثار خود وارد کرده اند : اثر «کوراوغلو»ی اوزئییر حاجی‌بی اوف، «هرگز» مسلم ماقومایئو ، اوپراهای «آزاد» جهانگیر جهانگیروو  و «گولشن» سلطان حاجی‌بی اوفو از مشهورترین این آثار می باشند.

تا زمان های اخیر بیش از صد نوع یاللی با نام های متفاوت وجود داشته است. تعدادی از این ها را افراد مسن به خاطر می آورند. تعدادی از آنها عبارتند از : «دؤنه» ،«جینق ـ جینق»، «گوپو»، «کوردون آغیری»، «قاز ـ قازی»، «هاغیشدا»، «کؤچری»، «اوچ آیاق» یاللی‌سی، «ایکی آیاق» یاللی‌سی، «قالادان قالایا»، «تن‌زره»، «عرفانی»، «قالئیی»، «لئیلی ـ خانی»، «هویناره»، «گولئی‌ناره»، «هانوکئ»، «چوپ ـ چوپو»، «جیران ـ جیران» ، «اوزون دره» (ماهنی‌لی)، «شرانی»، «شروری» و …

کوساچیخاردماق 2

همانطور قول داده بودم اسامی کوسا گلین و چوپان کوسا را برایتان در اجرای نمایش کوسا چیخاردماق روستای مخور تحقیق کنم عزیزان فقط 2 نفر را پیدا نمودم که بعدا باز پرس و جو خواهم کرد.

مرحوم شمس اله خوش نژاد در دهه های 1330 و 1340 تا 1350 نقش چوپان کوسا را بازی می کردند و مرحوم شرف خالا مادر مرحوم مصطفی (فامیلشان یادم رفته است) نقش عروس کوسا را بازی می کردند.

مردم روستا در خدیرانبی این مراسم را بازی می کردند و اهالی نیز از در و دیوار و بام و کوچه به تماشای آنها می پرداختند و آنها در کوچه ها نمایش خود را اجرا می نمودند و پیام آمدن بهار و رفتن زمستان را به مردم هدیه می دادند و مردم نیز در قبال این پیام خوش به آنها روغن حیوانی (ساری یاغ) ، پنیر ، قوروت، یارما (گندم بلغور شده) ، گندم و تنقلات و ... هدیه می کردند.

معمولا چوپان نمایش یک توبره داشت که وسایل را به آن می گذاشت و برای محض خنده دنبال بچه ها می افتاد و می خواست آنها را نیز در توبره اش بیندازد و بچه ها فرار می کردند و نمایش خود را اجرا می نمودند.

قبل از این مرحومین کسان دیگری نیز این مراسم را اجرا می نمودند ولی دوستان برایمان اسامی آنها را ارسال کنند.

این مراسم ریشه در آداب و رسومات آذربایجان دارد.

این پست هم زیباست (کلیک کن) مراسم کوساگلین در همدان است

مراسم کوسا گلین در آذربایجان (کلیک کن)

کوسا چیخاردماق

کوسا چیخاردماق
در قدیم الایام مراسمی بنام کوسا چیخاردماق در کل آذربایجان برگزار می شد زمان آن بعد از نیمه دوم بهمن ماه و زمانیکه هوا به گرمی می گرایید و برفها یواش یواش رو به یخ شدن می گذاشتند و آواز بهار میخواست تنین انداز شود.

مردمان روستای مخور نیز احترام و علاقه خاصی به کوسا گلین و کوسا چیخاردماق داشتند و کمی زودتر یا  همزمان با خدیرانبی اجرای مراسم کوساگلین را برپا می نمودند.

در این مراسم یک نفر لباس عروس به سبک قدیم می پوشید و یک نفر نقش چوپان و یک نفر نقش گرگ را بازی می کرد معمولا همراه آنان یک گروه با ساز یا بدون ساز آواز می خواند و مردم از در و دیوار و بام جمع می شدند و این گروه نمایشی از داخل کوچه می گذشتند.

در این مراسم آهنگها و نواهای سنتی اجرا می شد و مضمون آن آمدن بهار و روسیاهی مستان و به شکل طنز گونه بود.

در این مراسم بچه ها را به شوخی گرگ در توبره می کرد و باعث خنده و سرگرمی می گردید.

آذري هاي معتقدند که اين مراسم از زمان حضرت ابراهيم (ع) برجاي مانده است. هم چنين عيد خيدر نبي (خضر نبي) نيز از ديگر جشن هاي مخصوص استان آذربايجان غربي است که در شب اول اسفندماه برگزار مي شود و فلسفه برگزاري آن اميد به آينده بهتر است. در اين شب جوانان به شادماني و پاي کوبي مي پردازند و با خواندن اشعار موزون و نواختن موسيقي برنامه هاي جذابي را اجرا مي کنند و در خدیرانبی مردم خیرات می کردند .

کوسا چیخاردماق در آذربایجان (کلیک کنید1 و کلیک کنید 2)

حضرت خضر که بود(کلیک کن)

فیلم نمایش کوسا چیخاردماق در آذربایجان (کلیک کن)

بزدودی اسامی اجرا کننده گان مراسم کوسا را در روستایمان تهیه می کنیم که متاسفانه فوت شده اند و از بین ما رفته اند.

دانلود کتاب و مجلات درباره روستاها از سایت روستانت

سایت روستانت مرکز دانلود کتابهای مرتبط با امور روستاها و دهیاریها و سایر کتب مفید راه اندازی نموده و بصورت رایگان در اختیار مطالعه کننده گان قرار داده است.

کتابها در زمینه محیط زیست، مدیریت روستاها، دهیارها و قوانین مرتبط و مسائل اجتماعی و فرهنگی روستاها و ... می باشد.

روی عکس کلیک کنید تا صفحه کتابهای موجود باز شود.



همچنین مجلات جالبی از روستاها و کشاورزی و دامداری در لینک زیر موجود است
روی عکس کلیک کنید تا صفحه مجلات موجود باز شود.

چاله ها و کانالهای کنده شده در روستا

به سفارش شاهین که درخواست نموده بودند درباره چاله های خیابانها مطالبی انگاشته شود:

با عنایت به بررسی های بعمل آمده :

چاله های موجود در خیابانها بدلیل گازرسانی به منازل بوده و تا اتمام گازرسانی اکثر کوچه ها و خیابانهای روستا کانال کنی خواهد شد و سعی خواهد شد تا سریعا چاله ها و کانالها با خاک پر شوند و بعد از اتمام گازرسانی شرکت گاز موظف است تا نسبت به اصلاح آسفالت خیابانها و کوچه ها اقدام نماید.

ولی باخبر شدیم که سیستم شبکه  آبرسانی روستا سنتی و قدیمی می باشد و بنابه اظهارات ریاست اداره مربوطه اظهار داشته اند قرار است نقشه برداری شبکه جدید انجام و به زودی نسبت به اصلاح شبکه اقدام گردد و با این اوصاف مدت مدیدی بایستی منتظر ماند تا آسفالت خیابانها اصلاح شوند.

ولی  می توان گفت:

مدیران تاثیرگذار روستاها از دیدگاه کارشناسان چه کسانی هستند:

1- شوراهای اسلامی روستا   2- دهیار 3- ریش سفیدان  4- ساکنین محلی

فرهنگ موجود در روستای ما:

شوراها دهیار نیستند دهیار شورا نیست ریش سفیدان شورا و دهیار نیستند ساکنین محلی همه کاره اند

نازک آرای تن ساق گلی
که به جانش کشتم
و به جان دادمش آب
ای دریغا به برم می شکند
دست ها می سایم
تا دری بگشایم
بر عبث می پایم
که به در کس آید
در و دیوار به هم ریخته شان
بر سرم می شکند

***

می تراود مهتاب
می درخشد شب تاب
مانده پای آبله از راه دراز
بر دم دهکده مردی تنها
کوله بارش بر دوش
دست او بر در، می گوید با خود:
غم این خفته چند
خواب در چشم ترم می شکند

(نیما یوشیج)

وضعیت امکانات موجود روستا

روستاي مخور در مسير راه مواصلاتی بين شهرستان قره ضیاالدین به شهرستان چالدران قرار دارد و برای رفت و آمد مردم روستا با مرکز شهرستان خود یعنی شوط دو راه مواصلاتی دارد که هر دو از شهرستانهای مجاور است یعنی مردم روستا برای مراجعه به مرکز شهرستان و استفاده از خدمات شهرستان بایستی یا از شهرستان قره ضیاالدین عبور کنند یا از شهرستان چالدران عبور نمایند (این بزرگترین مشکل ارتباطی روستا با مرکز شهرستان است که پیشنهاد خود روستائیان الحاق این روستا به شهرستان قره ضیاالدین بدلیل فاصله نزدیک با مرکز این شهرستان که کمتر از 20 کیلومتر است می باشد درحالیکه فاصله روستا با مرکز شهرستان یعنی شوط بیش از 50 کیلومتر است).

خدمات تجاري و خرید و فروش و بهداشتي اورژانسی را به دليل نزديکی به شهر قره ضیاالدین از اين شهر دريافت مي نمايد ولی خدمات آموزشي، اداري را بالاجبار با مرکز شهرستان خود یعنی شوط چون مرکز شهرستان بوده و فقط از این طریق ممکن است دريافت مي نمايد .

روستاي مخور  در زمينه خدمات آموزشي داراي يك مدرسه ابتدايي و راهنمايي و دبیرستان مي‌باشد.

مردم روستا جهت تهيه خواروبار و ساير مايحتاج خود به شهر قره ضیاالدین مراجعه مي كنند. در حال حاضر روستا داراي واحدهاي تجاري خرده فروشي ، تعویض روغن، ابزارفروشی، مصالح ساختمانی ،تعمیراتی ، عکاسی و فیلمبرداری و ... مي باشد.

1 باب مسجد در روستا بوده و همچنین یکباب حسینیه دایر می باشد.

امکانات موجود بدین ترتیب می باشند:

گاز

آب لوله كشي

برق

مخابرات

شركت تعاوني

زمين ورزش

شعبه فروش نفت

حمام

خانه بهداشت

مسجد

*

*

*

*

مشترک با روستاهای مجاور واقع در روستای خصرلو بنام شرکت خیام

ندارد و یک سالن ورزشی نیمه کاره در حال احداث است

*

مخروبه

یک باب خانه بهداشت و یکباب درمانگاه

*

شوسه

نوع راه آسفالته

ابتداييراهنماييدبيرستان
داخل روستاورودی و خیابانهای اصلی***

دورنمایی از کوه باباقنبر از زمینهای زراعی روستای مخور

کوه سینابوز یا سینه بوز در زیوه ارومیه

دیروز به کوه برج سینا یا بزسینا یا سینه بوز رفته بودم که بزسینا گفته می شود سینه بوز کلمه ترکی است یعنی سینه همان سینه یا دامنه است و بوز یعنی یخ که بدلیل اینکه در دامنه اش همبشه یخ بوده سینه یخ یا دامنه یخ گفته می شود عکسهای زیر در تاریخ  21/5/92 گرفته شده اند. این کوه از مجموعه کوههای دالامپر است که مرز مشترک سه کشور ایران، ترکیه و عراق است.

وقتی به آنجا رفتم فکر و ذکرم پیش کوه سقار بود چمنهاش چشمه هاش و یخهاش بهتر و بیشتر بودند زیرا من آنجا را زیباتر از اینجا دانستم حیف که امسال نتونستم کوه سقار برم و چند تا عکس براتون بیارم برای سال دیگه انشالله فرصت بشه.

لینک دانلود کل عکسهای گرفته شده (کلیک کن)

منتظر عکسهای دوستان از کوه سقار هستم

کوه باباقنبر یا باباقنبر داغی

باباقنبر داغی یا قانلی بابا داغی

 در چند کیلومتری کوه سقار یک کوه تنها و یکه تازی بنام کوه باباقنبر هست که در پایین روستای قرنقو و مابین روستاهای قوشابلاغ علیا و میرآباد و کرانها قرار گرفته است . در اين مكان تعدادي سنگ بصورت حلقه وار كه خانه اي محقر را تداعي مي كند مشاهده مي شود قبلا يك كنده ي چوب بزرگ هم روي آن بوده است. اين مكان مورد احترام مردم روستاهای اطراف است. در آنجا یک تخته سنگ بزرگ بود که بنظر می آمد در وسط آن یک حفره ای شبیه جای پای اسب بود.

مردم روستا بابا قنبر را به قنبر غلام حضرت علي(ع) منتسب مي دانند و عقيده دارند كه اين مكان به قنبر تعلق دارد. زيرا قنبر غلام حضرت علي(ع) به اين مكان آمده و به اين مكان قدم گذاشته وآن را قدمگاه غلام حضرت علي(ع) دانسته و به احترام آن حضرت اين مكان مورد احترام آنهاست. مردم محلی گمان می کردند قنبر با اسب از این محل گذشته و جای پای اسب متعلق به حضرت علی (ع) روی سنگ باقی مانده است.

اما  بعيد است كه پاي قنبر در طول تاريخ به اين محل رسيده باشد زيرا در تاريخ چيزي به این صورت گفته نشده است.

"باباقنبر" چنانكه از طرز چينش سنگ هاي اطراف اين محل بر مي آيد محل محقري شبيه يك كوخ و يا محلي براي عبادت و يا عزلت بوده است و بابا قنبر نام همان شخص زاهد و گوشه نشين بوده كه در اين محل به دور از جمعيت به زهد و عبادت مشغول بوده و به لحاظ امانت داري و عابد و زاهد بودن و مورد اعتماد و احترام بودن پس از مرگش اين محل همچنان مورد احترام اهالي محل باقي مانده است.

اين محل هيچگونه تقدسي مانند آثار اديان ابتدايي ندارد فقط تنها تعدادي سنگ بي ارزش است كه مورد طمع كسي واقع نمي شود اما مورد طمع واقع شد و کس یا کسانی برای یافتن گنج آنجا را خراب کردند.

البته ناگفته نماند در روی تخته سنگهای موجود در وسط کلبه آنجا یک شیاری بود که مردم محلی برای گرفتن حاجت پول و نقره و طلا به آنجا می انداختند تا در گره آنها فرجی باشد درواقع نذری می کردند و در طول زمان شاید انباشت این ها پولهای قدیمی و نقره و طلاها شاید برای جویندگان گنج در منطقه کم هم نیستند شاید خوشایند بوده است.

طول و عرض جغرافیایی این کوه 38.9974/44.7417 بوده و ارتفاع آن 2027 متر از سطح دریاهای آزاد است.

هواشناسی کوه باباقنبر(کلیک کن)

عکسهای ارسالی از محمد نصیری 2

تصویری بسیار زیبا از محل معرف به جین دره سی

تصویری از چشمه جییر در بالای روستای مخور


حمام قدیمی روستا

عکس از غار گوزه در بالای روستا

مدرسه پیش ساخته در جای مدرسه قدیمی قبلی

عکسهای ارسالی از محمد نصیری

مرکز بهداشتی و درمانی روستای مخور

خانه قدیمی در روستای مخور

نمایی از سمت جنوبی کوهپایه سقار

وادی رحمت محله بالا روستای مخور

خانه بهداشت روستای مخور

قبرستان ارمنی ها در روستای مخور

عکس ارسالی از محمد نصیری

قبرستان مسیحی ها در بالادست روستا به فاصله تقریبی 3 کیلومتر واقع است با عنایت به عدم وجود مدارک کافی و عدم باستان شناسی منطقه نمی توان واقعا گفت که این قبرستان متعلق به ارمنی ها است ولی به این نام با عنایت به عدم تطابق دفن با شریعت اسلامی در بین عامه مردم مشهور گردیده است.

آداب و سنتهای عید فطر در منطقه چشمه سرا (مخور)

عید فطر از بزرگترین اعیاد مسلمین به حساب می آید ولی هر چه از تاریخ گذشت و اطلاعات ما بیشتر شد باز ما عید نوروز را ترجیح داده ایم ولی باز سنتها جای خودشان را دارند در عید فطر در روستای ما و منطقه چشمه سرا یک سری سنتها پابرجا هستند و شیرینی خودشان را دارند.

عمده سنتهای این روز بزرگ بعد از اقامه نماز عید در مسجد جامع مخور و پرداختن فطریه عبارتند از:

1-     1- دیدار از اهل قبور و حضور در مراسم عید سیاه (قره بایرامی) تازه مرحوم شده گان

2-      2-دید و بازدید از بزرگان و تبریک عید

3-      3-پخت کوفته و اغلب رشته در این روز بخصوص

4-     4- در اغلب اوقات قربانی کردن (الان دیگه گوسفند گران شده کمتر میبینیم)

5-5-  اغلب حنا گذاشتن

6-     6- پخت آش کلاجوش

همه این کارها برای بزرگ و گرامی داشتن عید فطر بوده است.

اخیرا عید سیاه برای تازه فوت شده گان در مسجد روستا یکجا برگزار می شود ولی در قدیم همه اهالی با پای پیاده به خانه آنها مراجعه می کردند و با صرف چای و نثار فاتحه همدردی می نمودند.اغلب کسانی که در شهرهای دیگر برای کار یا زندگی رفته بودند این روز بزرگ به روستا مراجعه و در کنار خانواده و بزرگان عید می نمودند.

 

نتایج کنکور در روستای مخور

این پست به پیشنهاد شاهین از بازدیدکننده گان محترم وبلاگ ایجاد شد:

اعلام نتایج اولیه کنکور 92 از روز شنبه 12 مردادماه 92 از طریق سایت سازمان سنجش به نشانی www.sanjesh.org اعلام گردید انتخاب رشته مجازین در روزهای 17 تا 22 مرداد ماه انجام می‌شود و اسامی پذیرفته شده گان در تاریخ  21 شهریور ماه از طریق سایت سازمان سنجش منتشر می‌شود.

امسال از روستای مخور حدود 50 نفر در کنکور شرکت کرده بودند که از نظر آماری نسبت به سالهای قبل تعداد بیشتری بودند ولی از نظر نتیجه می توان گفت رتبه ها کم و تاسف برانگیز و غیرقابل اعلام هستند امیدوارم با انتخاب رشته خوب بتوانند این کمبود رتبه را جبران کنند.

هر ساله تعداد زیادی از عزیزان روستای مخور از بدلیل سکونت در شهرهای دیگر قبولی داریم ولی فعلا اطلاعی از آن عزیزان در دسترس نیست و در صورت اطلاع اعلام خواهد شد.

امید است روزی رتبه های عالی و تک رقمی یا دو و سه رقمی دانش آموزان روستایمان را از همین وبلاگ برای عزیزان اطلاع رسانی کنیم و این زمانی میسر خواهد بود که عزیزان همت بخرج داده و تلاش کنند.

به اطلاع عزیزان می رساند اکثر رتبه ها بالای بیست هزار هستند.

پیشاپیش عید فطر بر عزیزان مبارک

 

عید فطر روز اول ماه شوال و در پایان ماه رمضان است. عید فطر از مهم‌ترین جشن‌ها و اعیاد مسلمانان است. در کشورهای اسلامی، عید فطر از جمله اعیاد بسیار مهم محسوب می‌شود و معمولاً با تعطیلی رسمی همراه است. در این روز، روزه حرام است و مسلمانان نماز عید برگزار می‌کنند.  پرداخت زکات فطره در این روز بر مسلمانان واجب است. در ایران از سال ۱۳۹۰ با تصویب مجلس شورای اسلامی و تایید شورای نگهبان عید فطر دو روز (روز عید و فردایش) تعطیل است.

عيد در لغت از ماده عود به معني بازگشت است و در واژه به معنای «خلق کردن» و «بوجود آوردن» است و وقتی به صورت فطرت مبدل میشود؛ یعنی حالت خاصی از خلق کردن.

توضیحات کلی درباره عید سعید فطر (کلیک کن)

توضیحاتی درباره عید فطر در قرآن کریم (کلیک کن)

نگوییم رمضان آمد یا رفت بگوییم ماه رمضان آمد یا رفت

رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏باشد و نبایست‏به تنهائى ذکر کرد مثلا بگوئیم، رمضان آمد یا رفت، بلکه باید گفت ماه رمضان آمد، یعنى ماه را باید به اسم اضافه نمود، در این رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) گوش فرا مى‏دهیم.

رمضان از اسماء الله است
هشام بن سالم نقل روایت مى‏نماید و مى‏گوید: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (علیهما السلام) بودیم، پس سخن از رمضان به میان آوردیم.
فقال علیه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا یجیى و لا یذهب و انما یجیى‏ء و یذهب الزائل و لکن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فیه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عیدا و کقوله تعالى فى عیسى بن مریم (علیهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائیل. (۱)

امام علیه السلام فرمود: نگوئید این است رمضان، و نگوئید رمضان رفت و یا آمد، زیرا رمضان نامى از اسماء الله است که نمى‏رود و نمى‏آید که شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آید، بلکه بگوئید ماه رمضان، پس ماه را اضافه کنید در تلفظ به اسم، که اسم اسم الله مى‏باشد، و ماه رمضان ماهى است، که قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عید قرار داده است همچنانکه پروردگار بزرگ عیسى بن مریم (سلام الله علیهما) را براى بنى اسرائیل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (علیه السلام) روایت‏شده که حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لکن قولوا شهر رمضان فانکم لا تدرون ما رمضان‏» (۲) شما به راستى نمى‏دانید که رمضان چیست (و چه فضائلى در او نهفته است).

واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن

رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل… معنا شده است، انتخاب چنین واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا که سخن از گداخته شدن است، و شاید به تعبیرى دگرگون شدن در زیر آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زیرا که رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان یا گرماى شدید روزهاى طولانى تابستان.

و عطش دیگر حاصل از نفس سرکشى که پیوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذیر است.
در مقایسه این دو سوزش، دقیقا رابطه عکس برقرار است، بدین مفهوم که نفس سرکش با چشیدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به یک جرعه بسنده نمى‏کند، و پیوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذیر جهت ارضاى تمایلات خود وا مى‏دارد. و در همین رابطه است که مولوى با لطافت هرچه تمامتر این تشبیه والا را به کار مى‏گیرد و مى‏گوید:

آب کم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آید جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زین طلب بنده به کوى حق رسید درد مریم را به خرما بن کشید

اما از سوى دیگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سیرى پذیر است، و قانع کننده.

پى‏نوشت‏ها:
۱- بحار جلد ۹۶، ص ۳۷۶، طبع اسلامیه
۲- بحار، ج ۹۶، ص ۳۷۷
روزه، درمان بیماریهاى روح و جسم صفحه ۲۲
سید حسین موسوى راد لاهیجى

منبع: سایت حوزه نت

ارسال پیام

دوستان عزیز و همروستائیان گرامی سرویس پیام نگار در سمت راست وبلاگ فعال شد 


از این طریق منتظر نظرات و راهنمایی عزیزان هستیم

دولوباغلاماق

دولو در زبان ترکی یعنی تگرگ و باغلاماق یعنی بستن و مانع شدن است.

قبلا بارش تگرگ در موقع رسیدن محصول گندم (چون عمده محصول روستا در قدیم گندم بود) سادات برای دفع بلای تگرگ دعایی می کردند و آنرا دولو باغلاماق می گفتند. البته آنطور که من می دانم سادات دعایی را نوشته و در کوزه می گذاشتند و در چهار گوشه دشت مخور می گذاشتند و وقتی سادات از روستا حرکت می کردند چند نفر ایشان را همراهی می کردند و در بسیاری اوقات سادات ممانعت می کردند چون در حین این کار نباید کسی سخنی بگوید یا صحبت کردن ممنوع بود و بعد از اینکه کار دولوباغلاماق تمام میشد دیگر احتمال بارندگی تگرگ کم بود و مردم با این کار سادات اعتقادشان به دین بیشتر می گردید و یا آن سادات را با دیگر سادات مقایسه می کردند و می گفتند این آغا ایمانش بیشتر است. برخی مواقع حتی پاییز هم بارندگی نمی شد مردم می گفتند این سید آنقدر محکم بسته که یک قطره از آسمان آب هم نمی آید.

اکنون دعای دولو باغلاماق نیست تگرگهایی به اندازه تخم مرغ می بارد و من خودم شاهد بودم که شیشه ماشین و سقف ماشین را داغون کرده بود. یا عزیزان یاد دارند که بارش تگرگ در چند سال اخیر چه خسارت هنگفتی به محصولات سیب و سیب زمینی و کدو در روستایمان زده است و در بسیاری اوقات پشت آن سیل اومده و باعث خسارات بیشتر شده است.

البته اکنون دستگاههایی از کشور ارمنستان وارد ایران می شوند که با استفاده از گاز بوتان و پروپان کار مي کنند و دوازده کيلومتر برد دارند و مي توانند از طريق شليک امواج صوتي به داخل توده ابرهاي تگرگ زا از بارش تگرگ جلوگيري و آن را تبديل به باران کنند.

در هر حال دعا کردن را فراموش نکنیم چرا که به نظر من اغلب نعمتهای خداوند بخاطر عدم شکرگذاری از میان می روند.

دعای باران

البته این دعا(دعای تگرگ) در ادامه دعای باران بود دعای باران در اوایل فروردین انجام می شد و همانطور که در بالا تشریح شد سادات دعای برای نزول رحمت الهی یعنی باران هم داشتند که همین کار را برای باران انجام می دادند. 

از ميان كساني كه براي دعاي باران به تپه مي روند، تنها كساني كه با خود چتر به همراه مي برند، به كارشان ايمان دارند.


دعای باران از صحیفیه سجادیه در ادامه مطلب درج شده ولی دعای تگرگ را نتوانستم پیدا کنم

ادامه نوشته

قره چی ها

قره چی یا قریچی ها

چند دهه قبل عده ای در اوایل فصل تابستان به روستای مخور می آمدند و در کنار چشمه های روستا چادر سیاه می زدند و تا پایان فصل برداشت گندم اتراق می نمودند و به آنها قره چی می گفتند من خاطرم هست بچه بودیم و یک دفعه سرو صدا شد گفتند قره چی ها آمدند بیایید بریم ببینیم و من به محل چادرهای آنها رفتم و این سبک زندگی برایم تازگی داشت و تا عصر در بیرون چادر نشستم و آنها را تماشا می کردم.

قره چی ها دو کار اساسی انجام می دادند ا- ساخت و فروش الک و قلبیر 2- طالع بینی

  قلبیر Qalbir وسیله ای که با آن غلات را سرند می کنند

  اَلَک Alak قلبیری که سوراخ های آن ریز باشد

  کم  Kam قلبیری که سوراخ های آن درشت باشد

در اینترنت درباره پیشینه و محل آنها جستجو کردم و چیز بدرد بخوری نبود ولی یکی از دوستان در وبلاگ خودش هم این مطالب را داشت:

قَرَی­چی نام عشایر منطقه است که بالاتر از املاک خانقاه محلّ ییلاق و چرای احشام آن­ها بود. خانه­ی آن­ها پوری (چادر محلّی) بود و هر از چندی با تعداد زیاد مثلاً 10 پوری به سولا می­آمدند و در محل خرمن نیخ چادر می زدند. آن­ها مهمانان روستا بودند و اهالی آن­ها را نماز خوان دانسته و با آن­ها همکاری می­کردند. بر خلاف تصوّری که از ایشان در منطقه وجود دارد. در روستا به هیچ­کس و هیچ چیز تعرّض نمی­کردند و فقط مقداری از موادّ حیوانی سوختی استفاده می­نمودند. هنرهای دستی آن­ها منبع درآمدشان بود و با آن هم کسب درآمد می­کردند و هم به اهالی کمک می­نمودند. عمده­ی صنعت آن­ها درست کردن کَم و قلبیر (دو نوع اَلَک محلّی اوّلی درشت روزنه و دوّمی ریز روزنه) بود. اهالی پوست حیوانات و کَمَ (چوب نواری حلقه شده که از الک خراب شده و یا گرد باقی می­ماند) را می­بردند و آن­ها پوست را داخل یک ظرف دوغ گذاشته و پس از کمی فاسد شدن (قیژقیرماخ) برداشته و آن را با چاقو خوب پاک می کردند و سپس با وسیله ای به نام شیری (وسیله ی داس مانند) نوار نوار بریده و سپس در کَمَ می­بافتند و پس از خشک شدن به عنوان الک استفاده می­شد. منبع ساختن الک و قلبیر و دایره بودند. و برای آن اجرت می­گرفتند. کف­بینی از دیگر مشغله­های آن­ها بود. اجرت این امر شیر و ماست و شور (کشک) بود. آن­ها همچنین گردنبندهای سکّه­ای با پول خرد برای بانوان و دختران خردسال علاقمند درست می­کردند. (منبع)

در لغت نامه دهخدا هم بدین شکل توضیح داده شده است:

قره چی . [ ق َ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان ارشق بخش مرکزی شهرستان خیاو واقع در 42 هزارگزی شمال خاوری خیاو و یک هزارگزی شوسه ٔ گرمی به اردبیل . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است . سکنه ٔ آن 348 تن . آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات . شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه مالرو دارد. در دو محل نزدیک به هم به نام قره چی بالا و پایین مشهور است . سکنه ٔ قره چی بالا 246 نفر می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).


شب قدر

بسم الله الرحمن الرحیم v انا انزلناه فی لیلة القدر v و ما ادراک ما لیلة القدر v لیلة القدر خیر من الف شهر v تنزل الملائکة و الروح فیها باذن ربهم من کل امر v سلام هی حتی مطلع الفجر

در باور مسلمانانشب قدر (به عربی: ليلة القدر)‏ به صورت احتمالی : شب پیش از روز ۱۹ یا ۲۱ و یا ۲۳ ماه رمضان است که دو اتفاق و یک رویکرد بزرگ در این شب به وقوع می پیوندد :

دو اتفاق :

  • نزول یک باره قرآن
  • تقدیر زندگی یک ساله آینده انسان 

یک ویکرد :

قرآن در آن شب (جدا از وحی تدریجی) همچنین به‌طور کامل بر محمد رسول الله نازل شده‌است. مسلمانان باور دارند که در این شب هر امر محکمی جدا می‌شود. بنابر آموزه‌های اسلامی خوابیدن در شب قدر مذموم و شب‌زنده‌داری در آن سفارش شده است و دعا و استغفار به علت توجه فوق العاده خدا به بندگان برای بخشایش گناهان آنان در این شب توصیه شده‌است. روز قدر هم به اندازه شب آن ارجمند است.

لینک مطالب فوق (کلیک کنید)

قدیما در روستای مخور در شبهای قدر در مسجد احیا نگه میداشتیم مراسمات به این شکل امروزی نبود هر کس در گوشه ای نماز شب قدر 100 رکعت می خواند دعا می کرد یا ذکر می کردند تا سحر می شد سحری هم دوستان یا پول جمع می کردند ولی در اکثر اوقات اهالی نذری می دادند .

ولی الان مراسم رسمی تر شده همه با هم قرائت دعای جوشن کبیر نموده بعد قرآن سر می گیرند و عزاداری امام علی (ع) انجام می دهند بعد سحری میل نموده و مراسم تمام میشود.

امید است سرنوشت خوبی برای عزیزان روستای مخور در شب قدر امسال رقم بخورد.