چله گجه سی قایدالاری مخور کندیمیزده

شب یلدا یا چله گجهسی که نمادی از انس و الفت و صلهارحام بین خانوادهها و تکوین زندگی دهقانی است. این نامگذاری از آن جهت است که در روزشمار مردم آذربایجان غربی شب یلدا پایان فصل پاییز و آغاز " چله بزرگ " و زمستان است.
زمستان در روستای ما به سه دوره 40 روز اول چله بزرگ و بعد 20 روز چله کوچک و 30 روز بعدی بایرام آیی می باشد.
به اعتقاد مردم ، چله کوچک سردترین روزهای سال است و موقع آمدن به چله بزرگ میگوید" تو هیچ کاری نکردی، من کودکان را در گهواره دست زنان را در کوزه آب و پای مردان را بر روی زمین منجمد خواهم کرد، چله بزرگ هم به او میگوید عمرت کوتاه و پشت سرت بهار است.
آیینهای شب چله در آذربایجان غربی تقریبا مشابه با آیینهایی است که در دیگر استانهای کشور برگزار میشود، با این تفاوت که ابعاد بیشتری دارد. هندوانه، انواع حلوا، مرکبات، آجیل، پشمک از سورسات اصلی شب چله در میان مردم آذربایجان غربی در زمان حاضر است.
خانوادهها در این شب معمولا درخانه بزرگترهای فامیل گردهم میآیند و شام، هندوانه و انواع تنقلات را با هم میخورند و تا پاسی از شب را به گفت و گو مینشینند.
" چله لیک " (هدیه شب چله) مراسمی است که دردیگر شهرها کمتر دیده میشود ولی در آذربایجان غربی جزو ضروریات این شب تاریخی و باستانی است.
هر خانوادهای که دختری را برای پسر خود نامزد کرده است، در این شب باید هدیه شب چله به خانه عروس بفرستد که عبارت از همان سورسات شب یلدا به طور کامل و یک چشم روشنی است که معمولا یک قطعه طلا برای عروس و یا احتمالا لباس و چادرشب برای خانواده عروس است.
قوود که گندم تفت داده شده در ساج می باشد در قدیم از مزین های مجلس چله بود و باعث سرگرمی میشد ولی اکنون شیرینی ، آجیل و تخمه جای آن را در سفره ها گرفته اند.
مرسوم است وقتی چله شد می گویند: چیله چیخار بایراما بیر آی قالار (وقتی «چله» تمام شد یک ماه به عید باقی میماند. (منظور چله کوچک است)
این روز بنوعی بهانه ای برای دور هم بودن است.
استان آذربایجان غربی